حاکمیت شرکتی (Corporate Governance) مجموعهای از فرآیندها، ساختارها و روابط است که عملکرد، کنترل و جهتگیری یک شرکت را شکل میدهد. این مفهوم، درباره توازن میان منافع ذینفعان مختلف (سهامداران، مدیران، کارکنان، مشتریان، نهادهای نظارتی و جامعه) و پاسخگویی در برابر قدرت تصمیمگیری است.
به بیان سادهتر، حاکمیت شرکتی یعنی:
چه کسی حق تصمیمگیری دارد، بر چه مبنایی تصمیم میگیرد، چگونه پاسخگوست و چه کسی نظارت میکند.
ضرورت حاکمیت شرکتی در کسبوکارهای خصوصی:
برخلاف تصور رایج، حاکمیت شرکتی فقط برای شرکتهای بورسی و بزرگ نیست. در کسبوکارهای خصوصی نیز:
رشد سازمان بدون ساختار، منجر به بحرانهای تصمیمگیری میشود.
همپوشانی نقش مالک و مدیر، تصمیمها را شخصی و گاه احساسی میکند.
انتقال نسلی، جانشینی و شفافیت در سود، در نبود حاکمیت دچار تنش میشود.
سرمایهگذاران، بانکها و شرکای تجاری، شفافیت و ساختار میخواهند.
حاکمیت خوب، نهتنها سازمان را حرفهای میکند، بلکه آن را برای رشد و ماندگاری آماده میسازد.
چه سازمانهایی باید به حاکمیت شرکتی توجه کنند؟
کسبوکارهای خانوادگی که نسل جدید به زودی وارد مدیریت میشود.
شرکتهای متوسط و بزرگ که رشد سریعی را تجربه کردهاند.
شرکتهای در آستانه جذب سرمایه یا ورود به بازار سرمایه.
سازمانهایی که با تعارض منافع، بحران اعتماد یا تمرکز قدرت مواجهاند.
کسبوکارهایی که به دنبال حرفهایسازی و انتقال بین نسلی هستند.

